تبلیغات
ღ Another world ღ - مثبت بیندیش
«ماری کرلینگ» تعریف میکند:

هرگاه به نحوی از موقعیت خود در زندگی دلسرد و مایوس میشوم

لحظه ای تامل میکنم و به «جیمی اسکات کوچولو» می اندیشم.

قرار بود در مدرسه این پسر کوچولو نمایشنامه ای اجرا شود به همین

خاطر اولیای امور در نظر داشتند از داوطلبین شرکت در اجرای این نمایشنامه

تست به عمل اورند.جیمی اسکات هم جزو این داوطلبین بود.مادر جیمی

میگفت که پسرش خیلی علاقه مند و امیدوار به ایفای نقش در این نمایشنامه

است اما ترسش از این بود که جیمی برای این کار انتخاب نشود.

روزی که قرار بود نقش های نمایشنامه را اعلام کنند،من با مادر جیمی

برای اوردنش به مدرسه رفتم.جیمی به محض دیدن مادرش،به طرف او

دوید و هیجان زده و با چشمانی که از غرور میدرخشیدند فریاد زد:

«حدس بزن مادر،حدس بزن!» و سپس کلماتی را به زبان اورد که تا اخر عمر

فراموش شان نمیکنم و برای من منشا یک درس بزرگ زندگی بود:

«مادر انها به من هم نقشی داده اند.من انتخاب شدم که کف بزنم و

هورا بکشم!!!!!»




طبقه بندی: داستان های کوتاه،  سخن بزرگان، 

تاریخ : جمعه 5 مهر 1392 | 06:47 ب.ظ | نویسنده : rojin | نظرات

  • paper | راه بلاگ | تک تاز بلاگ