تبلیغات
ღ Another world ღ - دسته گلی برای مادر

ღ Another world ღ

دنیــ ـایی دیــگِر

دسته گلی برای مادر

مردی در یک مغازه گل فروشی ایستاده بود و میخواست دسته گلی برای

مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.وقتی از

گل فروشی خارج شد،دختر کوچکی را دید که روی جدول کنار خیابان نشسته

بود و هق هق گریه میکرد! مرد نزدیک رفت و پرسید:«دختر خوبم،چرا گریه

میکنی؟!» دختر در حالی که گریه میکرد گفت:«میخوام برای مادرم یک شاخه

گل رز بخرم،ولی فقط 75 سنت پول دارم.»مرد لبخندی زد و گفت:«با من بیا.

من برای تو یک شاخه گل رز خوشگل میخرم.»وقتی از گل فروشی خارج شدند

مرد از دخترک پرسید:«مادرت کجاست عزیزم؟»دختر دست مرد را گرفت و با دست

دیگر به قبرستان انتهای خیابان اشاره کرد.مرد با ان دختر کوچولو به قبرستان

رفتندو ان دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را انجا گذاشت.مرد دلش گرفت

و طاقت نیاورد...سریع به گل فروشی برگشت،سفارش پست کردن دسته گل

را پس گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش تقدیم کند

ادمها تا وقتی کوچیکن،دوست دارن برای مادرشون هدیه بخرن اما پول ندارن

وقتی بزرگتر میشن،پول دارن اما وقت ندارن

وقتی هم که پیر میشن،پول دارم وقت هم دارن اما...مادر ندارن

قدر مادرامون رو بدونیم





طبقه بندی: سخن بزرگان، داستان های کوتاه،

[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 05:53 ب.ظ ] [ rojin ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه