تبلیغات
ღ Another world ღ - بهترین و ساده ترین جواب
روزی شرلوک هلمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی

و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب،هلمز بیدار شد

و آسمان را نگریست.بعد،واتسون را بیدار کرد و گفت:«نگاهی به آن بالا

بیانداز و به من بگو چه میبینی؟»

واتسون گفت:«میلیون ها ستاره میبینم.»
 
هلمز:«چه نتیجه میگیری؟»

واتسون:« از لحاظ روحانی نتیجه میگیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر

در این دنیا حقیریم؛از لحاظ ستاره شناسی نتیجه میگیرم که زهره در برج 

مشتری است،پس باید اول تابستان باشد،از لحاظ فیزیکی نتیجه میگیرم که

مریخ در نزدیکی قطب است،پس ساعت باید حدود سه و نیم شب باشد.»

هلمز قدری فکر کرد و گفت:«واتسون نتیجه اول و مهمی که باید بگیری این

است که چادر ما را دزدیده اند!»

نتیجه:در زندگی همه ما بعضی وقت ها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل

کنار دستمونه،ولی اینقدر به دوردستها نگاه میکنیم که آن را نمیبینیم!



طبقه بندی: داستان های کوتاه، 

تاریخ : پنجشنبه 13 خرداد 1395 | 11:47 ق.ظ | نویسنده : rojin | نظرات

  • paper | راه بلاگ | تک تاز بلاگ