تبلیغات
ღ Another world ღ - پسری با دید غیرعادی

ღ Another world ღ

دنیــ ـایی دیــگِر

پسری با دید غیرعادی

چندی پیش در نشریه «بالتیمور سان» مقاله ای تکان دهنده و

جالب با عنوان «پسری با دید غیر عادی خواندم»

این مقاله در مورد پسر جوانی به نام «کالوین استنلی» بود که

دوچرخه سواری میکرد،بیس بال بازی میکرد، به مدرسه میرفت

و تمام کارهای معمول پسربچه های یازده ساله را انجام میداد،اما

نابینا بود!

چگونه این پسر بچه میتوانست  کارهایی را انجام دهد که اگر

بسیاری افراد جای او بودند،تسلیم میشدند و یا زندگی را با

غم و اندوه میگذراندند؟!

هنگامی که مقاله را تا انتها خواندم متوجه شدم مادر کالوین در

زمینه بازسازی چهارچوب های زهنی،استاد است.او تمام تجاربی را

که دیگران به عنوان محدودیت تلقی میکنند،در زهن کالوین به

شکل مزیت معنا کرده بود.در ذیل،نقلی کوتاه از گفتگوی کالوین

با مادرش را آورده ام:

مادر کالوین روزی را به یاد میاورد که پسرش از او پرسید چرا

نابیناست؟ او توضیح داد:«تو نابینا به دنیا امده ای و کسی

گناهی ندارد.»پسرش پرسید:«چرا فقط برای من چنین اتفاقی

افتاده؟» مادر کالوین گفت:«چرایش را نمیدانم،شاید مصلحتی

در این کار بوده عزیزم.»

سپس پسرش را مینشاند و میگوید:« کالوین،تو میبینی.تو از

دستهایت به جای چشمهایت استفاده میکنی؛و به خاطر 

داشته باش کاری نیست که تو نتوانی انجام دهی.»

روزی کالوین از اینکه هیچگاه نمیتواند چهره مادرش را ببیند،

بسیار غمگین بود؛اما خانم استنلی میدانست باید به تنها

فرزندش چه بگوید. به او گفت:« کالوین،تو میتوانی چهره من

را ببینی.میتوانی چهره من را با دستهایت و با گوش کردن به 

صدایم ببینی. تو میتوانی حتی بهتر از کسانی که بینا هستند

مرا ببینی.»

در مقاله توضیح داده شده بود که کالوین با اعتقاد و ایمان به مادرش

زندگی پربارش را طی میکند.

برای اینکه ببینم،چشمانم را میبندم! پل گوگن




طبقه بندی: سخن بزرگان، روانشناسی، داستان های کوتاه،

[ پنجشنبه 27 خرداد 1395 ] [ 12:49 ب.ظ ] [ rojin ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه