ღ Another world ღ

دنیــ ـایی دیــگِر

فرمول بهتر زندگی کردن

پرسیدم...،چطور بهتر زندگی کنم؟

با کمی مکث جواب داد:

گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر؛ با اعتماد،زمان حال ات را

بگذران؛وبدون ترس،برای آینده آماده شو.ایمانت را نگهدار و

ترس را به گوشه ای انداز.شک هایت را باور نکن و هیچگاه

به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است،در صورتی که بدانی چطور زندگی کنی

پرسیدم،آخر....، و اون بدون اینکه متوجه سوالم شود ادامه داد:

مهم نیست که قشنگ باشی،قشنگ این است که مهم باشی!

حتی برای یک نفر. کوچک باش و عاشق... که عشق خود میداند

آیین بزرگ کردنت را. بگذار عشق خاصیت تو باشد،نه رابطه

خاص تو با کسی. موفقیت پیش رفتن است،نه به نقطه پایان رسیدن.
داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد و ادامه داد:

هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی

کردن و امرار معاش، در صحرا میچرد. آهو میداند که باید از شیر

سریعتر بدود،در غیر این صورت طعمه شیر خواهد شد؛ و شیر نیز 

برای زندگی و امرار معاش،در صحرا میگردد و میداند باید از آهو

سریعتر بدود،تا گرسنه نماند.... مهم این نیست که تو شیر باشی

یا آهو، مهم این است که با طلوع افتاب از خواب برخیزی و برای

زندگی ات،با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی.

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود،ولی میخواستم باز هم

ادامه دهد و باز هم به...، که چین از چروک پیشانی اش باز کرد و

با نگاهی به من اضافه کرد:

زلال باش . . . زلال، فرقی نمیکند که گودال کوچک آبی باشی،

یا دریای بیکران؛ زلال که باشی،آسمان در تو پیداست.

و به خاطر داشته باش که دو چیز را همیشه فرامش کن:

خوبی که به کسی میکنی و بدی که کسی به تو میکند.

همیشه به یاد داشته باش:

در مجلسی وارد شدی،زبانت را نگه دار؛ در سفره ای نشسته ای،

شکمت را نگه دار؛ در خانه ای وارد شدی،چشمانت را نگه دار؛ و در

نماز ایستادی،دلت را نگه دار.

دنیا دو روز است:

یک روز با تو و یک روز بر علیه توست؛روزی که با توست،مغرور مشو

و روزی که علیه توست، مایوس نشو؛چرا که هردو پایان پذیرند.

به چشمانت بیاموز که هرکسی ارزش نگاه کردن ندارد؛ به

دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد؛ و به دلت بیاموز که

هر عشقی ارزش پرورش ندارد . . . 

در دنیا فقط سه نفر هستند که بدون هیچ منت و چشم داشتی و

فقط بخاطر خودت، خواسته هایت را برطرف میکنند، آنها پدر

و مادرت و نفر سومی که خودت پیدایش میکنی؛مواظب باش که 

از دستش ندهی و بدان که تو هم برای او،نفر سوم خواهی بود.

چشم و زبان،دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند. چگونه از آنها

استفاده میکنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جات تاب،

زندگی گیر یا زندگی بخش؟ تصمیم با توست!

بدان که قلبت کوچک است پس نمیتوانی تقسیمش کنی،هرگاه

خواستی آن را ببخشی با تمام وجودت ببخش که کوچکی اش

جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت،دلسوزی،ترحم و دوست داشتن یکی

ندان همه اینها اجزا کوچکتر عشق هستند نه خود عشق

همیشه با خدا درد و دل کن،نه با خلق خدا و فقط به او

توکل کن؛آنگاه میبینی که چگونه قبل از اینکه خودت 

دست به کار شوی، خدا دست به کار شده است . . .

و از خدا خواستن عزت است، اگر بر آورده شود رحمت است

و اگر نشود حکمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است،اگر براورده شود منت 

و اگر نشود ذلت است..

پس هر چه میخواهی از خود خدا بخواه و در نظر داشته باش

که برای او غیرممکنی وجود ندارد.





طبقه بندی: سخن بزرگان، داستان های کوتاه،

[ سه شنبه 19 مرداد 1395 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ rojin ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه