تبلیغات
دنیای عروسکی - در قیر شب

دنیای عروسکی

دنیــ ـایی دیــگِر

دیرگاهی است در این تنهایی

رنگ خاموشی در طرح لب است

بانگی از دور میخواند مرا میخواند،

لیک پاهایم در قیر شب است.


رخنه ای نیست در این تاریکی

در و دیوار به هم پیوسته

سایه ای لغزد اگر روی زمین

نقش وهمی است ز بندی رسته


نفس آدم ها

سر به سر افسرده است

روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا

هر نشاظی مرده است.

دست جادویی شب

در به روی من و غم میبندد

میکنم هرچه تلاش،

او به من میخندد.


نقش هایی که کشیدم در روز،

شب ز راه آمد و با دود و اندود.

طرح هایی که فکندم در شب

روز پیدا شد و با پنبه زدود


دیرگاهی است که چون من همه را

زنگ خاموشی در طرح لب است

جنبشی نیست در این خاموشی

دست ها،پاها در قیر شب است




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها:سهراب سپهری، هشت کتاب،

[ یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 ] [ 05:14 ب.ظ ] [ rojin ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه