تبلیغات
دنیای عروسکی - مطالب اردیبهشت 1393

دنیای عروسکی

دنیــ ـایی دیــگِر

یکی از بهترین و قابل توجه تری کشتی های «غلامرضا تختی»
با «پتکوف سیراکف» قهرمان نامدار بلغارستانی بود.
هر دو به دور نهایی رسیده بودند.شگرد سیراکف فن «بارانداز»
سریع و بسیار فنی بود.کشتی که شروع شد،تختی یک بار «زیر»
گرفت و سیراکف را «خاک» کرد و پای او را در «سگک» خود گیر انداخت.
سیراکف روی «سگک» مقاومت کرد و کشتی«سرپا» اعلام شد...
غلامرضا زیر گرفت و او را خاک کرد و باز هم پای او را در سگک خود،
تحت فشار قرار داد.دقیقه سوم کشتی بود فشار سگک موجب ناراحتی
شدید پای سیراکف شد.او با دست به پایش اشاره کرد.تختی که متوجه
ناراحتی او شده بود،سیراکف را رها کرد و از جا بلند شد.فریاد اعتراض
تماشاچیان بلند شد که چرا این کار را کردی؟
تختی ایستاده بود و سرش پایین؛او در برابر همه این فریاد ها سکوت
کرده بود.سیراکف که این عمل جوانمردانه حریف خود را دید،منتظر داور
نشد و خودش دست تختی را به عنوان برنده بلند کرد.

زنده با تختی،مرام و مردانگی بی نظیرش
«روحش شاد و یادش گرامی»





طبقه بندی: داستان های کوتاه،

[ شنبه 27 اردیبهشت 1393 ] [ 09:59 ق.ظ ] [ rojin ]

[ نظرات() ]


بینندگان عزیز، شهر مکزیکوسیتی،محل برگذاری مسابقات المپیک
سال 1968،برای شما گزارش میکنیم.بیننده گزارش مراحل پایانی مسابقه
دو ماراتن هستید؛ماده ای که در تمام المپیک ها بسیار مورد توجه همگان
است و مدال صلای ان،گل سرسبر مدال های المپیک.
این مسابقه به طور مستقیم در هر پنج قاره جهان پخش میشود.کیلومتر
اخر مسابقه است.دوندگان،رقابت حساس و نزدیکی با هم دارند.نفس ها
به شماره افتاده.عرق سر و روی همه دونده ها را پوشانده؛باید هم بپوشاند
42 کیلومتر و 195 متر مسافت را دویدن،شوخی نیست!
دوندگان همچنان با گام های ریتمیک و منظم به پیش میروند.نظم حرکات
هماهنگ دست ها،پاها و تنفس عمیق پی در پی شان با صدای خاصش
ادم را یاد لوکوموتیو می اندازد!چقدر زیباست این استقامت مستدام.هر
بیننده ای دلش میخواهد که این قدر استقامت و توان داشته باشد.
دوندگان،قسمت اخر جاده مسابقه را طی میکنند و یکی پس از دیگری
وارد استادیوم میشوند.استاتدیوم مملو از تماشاگر است.جمعیت با ورود
دوندگان به استادیوم،شروع به تشویق آنها میکنند.رقابت نفس گیری است
همه دوندگان دارند اخرین فشار ها را می آورند.رگهای گردنشان از شدت
فشار بیرون زده.هان،هان،هان و ... هورا ... سینه دونده شماره ... نوار
خط پایان را پاره میکند.استادیوم سراپا تشویق میشود؛فلاش دوربین ها
لحظه ای امان نمیدهند...


ادامه مطلب



طبقه بندی: داستان های کوتاه،

[ جمعه 12 اردیبهشت 1393 ] [ 09:34 ق.ظ ] [ rojin ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه