دنیای عروسکی

دنیــ ـایی دیــگِر

 

امید

 

نوشته شده توسط:rojin

شخصی را به جهنم می بردند. در راه، برمی گشت و به عقب

خیره می شد. ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید.

فرشتگان پرسیدند: خداوندا! چرا؟

پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد . . . 

او امید به بخشش داشت . . .


از آب و گل چه آید،جز خطا

                       و از خدا چه آید جز عطا؟


ملاقات با خدا

 

نوع مطلب :داستان های کوتاه ،

نوشته شده توسط:rojin

ظهر یک روز سرد زمستانی،وقتی «امیلی» به خانه برگشت، در پشت

خانه اش پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست

روی آن بود! فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب

پاکت را باز کرد و نامه داخل آن را خواند:

«امیلی عزیز،عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.»

با عشق ، خدا



ادامه مطلب

به قول پرستو

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:rojin

چه شد؟ خاک از خواب بیدار شد

به خود گفت: انگار من زنده ام!

دوباره شکفته است گل از گلم

ببین بوی گل میدهد خنده ام!

نوشتند چون حرف ناگفته ای

گل لاله را بر لب جویبار

چه شد؟ باز اگار اتش گرفت

همه گل به گل دامن سبزه زار

چنین گفت در گوش گل غنچه ای :

نسیمی مرا قلقلک میدهد

زمین زیر پایم نفس میکشد

هوا بوی باد خنک میدهد

ادامه مطلب

ویولن نوازی در مترو

 

نوع مطلب :داستان های کوتاه ،

نوشته شده توسط:rojin

در یک سحرگاه ماه ژانویه مردی با کلاه وارد ایستگاه مترو شهر «واشنگتن دی سی»

شد. ویولن خود را از کیف مخصوصش در اورد و شروع به نواختن کرد... این مرد در عرض

45 دقیقه شش قطعه از زیبا ترین قطعات باخ را نواخت. از انجا که شلوغ ترین ساعات

صبح بود هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم اورده بودند

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش

کاست و چند ثانیه ای توقف کرد.بعد با عجله به سمت مقصد خود به راه افتاد.

یک دقیقه بعد ویولن زن اولین انعام خود را دریافت کرد....

ادامه مطلب



 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic